اکنون که به حجم ودامنه وسیع تاثیرمعلم درفرهنگ یک ملت اشاره مختصری شد جادارد به روشی کاربردی برای اعمال این تاثیر درفرهنگ پرداخته شود،فرهنگ به معنی راههای زندگی یک جامعه و شیوههای مختلفی که اعضای جامعه در تمام شئون زندگی جمعی اتخاذ میکنند مثلاً شیوه پختن ،پوشیدن،تربیت ،زراعت ،تولید ،حکومت ،آموزش ،تفکر ،پرورش و غیره است و جنبههای وسیعی از زندگی انسان را در برمیگیرد بهطورمعمول هر فرهنگ درسالیان درازوبه مرور زمان در میان یک عده از مردم عادی میشود <چون فرهنگ ذاتی نیست لازم است که به هر نسل جدیدی آموخته شود در همه جامعه ها میراث فرهنگی مورداعتناست و چون براثر غفلت ممکن است ازمیان رود از این رو انتقال آن به افراد جامعه به ویژه نسل های جدید اهمیت خاصی پیدا می کند .در جامعه های ساده همانطور که پیش از این ملاحظه کردیم این وظیفه از راه شرکت کودکان و جوانان در فعالیتهای زندگی و از طریق مشاهده تقلید و یادگیری ضمن کارورزی صورت میگرفت دراین شرایط همه بزرگسالان در نقش مربی و معلم عمل میکردند و زمان و مکان خاصی برای یادگیری رسمی وجود نداشت این امر تا زمانی که فرهنگ متجانس و جامعه ایستاست امکان پذیر است
با تحول و نوگرایی در جامعه فرهنگ پیچیده تر و نامتجانس تر میشود تغییر اجتماعی سرعت میگیرد و نیروهای تغییر انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر را دشوارتر میسازد در نتیجه برای تولید دوباره فرهنگ یا بازآفرینی فرهنگی آموزش و پرورش و رسمی ضرورت پیدا میکند[1]>(علاقه بند93)
ولی در بعضی موارد برخی خردهفرهنگها دچار تغییراتی میگردند که گاه با اصل آن همسو و گاه خلاف موازین آن میباشند
درصورتیکه در اصل یک فرهنگ یا در اثر تغییرات و واردات فرهنگ بیگانه خردهفرهنگی دچار مشکل شود و باارزشها و ملاکهای موردنظر همسو نباشد باید بهگونهای آن را ریشهیابی نموده و جایگزین نمود یا اینکه آن را بومی یا ترمیم نماید در هر جامعه با توجه به منابع و ملاکهای ارزشها و ویژگیهای خاصی ارزش محسوب میگردند ولی در مجموعه کاملتر انسانها در طول تاریخ و جغرافیای متفاوت میتوان ارزشها و ملاکهایی کلی برای نوع انسان در نظر گرفت و بهترین و کاملترین این ارزشها را میتوان از تعالیم الهی استخراج نمود به عبارتی تنها راه رسیدن به درجه و مقام انسان کامل سوق بهسوی این ارزشها میباشددربرخی موارد انسان بادورشدن یا نزدیک شدن از مسائلی از ارزشها نیز دور میگردد که در این موارد هر چه سریعتر اصلاح باید صورت بگیرد
در امر این اصلاح تعجیل امری ضروری است زیرا با عادت گرفتن و خو گرفتن با آن شخصیت شکل میگیرد و با مرور زمان در اخلاق و رفتار فردنفوذمینماید ولی نکته بسیار مهم و موردبحث این است که برای از بین بردن این مسئله باید به عدم تکرار آن یا حتی مبتلا شدن به مشکلات سخت ترو زیانبارتر توجه نمود زیرا قطعاً فرد با کنار گذاشتن یک عادت رفتاری دچار یک خلأ میگردداین خلأ میتواند باعث رجوع دوباره به مشکل یا حتی مراجعه به مشکلات بزرگتر گردد مثلاً اگر یک فرد که یک مشکل رفتاری مثل سیگار کشیدن داشته باشد و سیگار را کنار بگذارد احتمال آن بسیار قوی است که پس از ترک این عادت در شرایطی خاص مثلاً هنگام ناراحتی که قبلاهر وقت ناراحت میشده سیگار میکشید پس از ترک نیز هنگام ناراحتی به آن رجوع نماید یا اینکه حتی به موادمضرترمبتلا گردد و علت آن پر نشدن خلأ ناشی از عدم وجود سیگاراست در این حالت میتوان برای سیگار جایگزینهایی تعریف نمود مثلاً بهجای آن به ورزش که سبب ترشح هورمون نشاطآور میشود یا استفاده از غذاها و نوشیدنیهای لذیذ یا انگیزههای جسمی و روحی دیگر پرداخت تا اینجا میتوان به اهمیت و تقدم امروجایگزین برنهی و از بین بردن یک رفتار و عادت پی برد به عبارتی میتوان گفت به ازای هر انتقاد باید یک پیشنهاد و جایگزین موازی نیز در نظر گرفته شود در غیر این صورت امکان تکرار اشتباه یا اشتباه مهلکتر وجود دارد (از چاه به چاله افتادن)اگر جایگزینی صورت نگیردیک رفتار و عادت نامناسب کوچک میتواند باعث شروع یک سلسله از عادات نامناسب و تضاد باارزشها و ملاکهای انسانی شود ازاینرو باید با در نظر گرفتن جایگزینهای مناسب ازلحاظ مطلوبیت ارزش و قابلیت و جذابیت داشتن برای جایگزینی را به فرد عرضه نمود نکته دیگری که باید به آن توجه نمود اهمیت توجه به تعلیم و عرضه موارد جایگزین قبل از بروز اینچنین مشکلاتی هست چگونه برآورده شدن تمام نیازهای فرد از راه صحیح ارزش فعلی ملاکهای انسانی دیگر نیاز به از بین بردن و جایگزینی رفتار داشت به عرضه نمود نکتهای که باید به آن توجه نمود اهمیت توجه به تعلیم و عرضه موارد جایگزین قبل از بروز اینچنین مشکلاتی است به عبارتی اگر چگونگی برآورده شدن تمام نیازهای فرد از راه صحیح عرضه و تعلیم داده شودفرد دچار اختلاف باارزشها و ملاکهای انسانی نمیگردد و بدیهی است که دیگر نیاز به از بین بردن عادت و رفتار نامطلوب و جایگزینی عادت و رفتار مطلوب نیز لزومی نخواهد داشت زیرا هر آسیبی فرهنگی و رفتاری پاسخ به یک نیازاست که بهصورت صحیح برآورده نشده است و باعث شده نیاز برآورده شود ولی به ازای آن تضاد باارزشها و ملاکها و هنجارهای انسانی به وجود بیاید و برای جلوگیری از چنین شرایطی باید پاسخی برخاسته از ارزشها ملاکها و هنجارهابه آن نیاز داده شود و این جلوگیری بهمراتب راحتتر و تأثیرگذاری از جایگزینی است زیرا پاسخ به نیاز از راه غیرمتعارف باعث بروز تغییرات نامطلوبی با ماندگاری بالا در شخصیت و اخلاق فرد میشود که اصلاح آن دشوار و نامناسب است مسئلهای مهم و کاربردی نهادینه کردن مفهوم صبر و افزایش معنویت است رابطه انگیزههای معنوی و انذار و تبشیربهعنوان انگیزه و بازدارنده خود مسئلهای جداگانه و مهم است اما در مورد صبر باید توجه داشت که برخی منکرات و انحرافات با توجه به مفهوم صبر اصلاح میگردند در برخی موارد هنگام جایگزینی به عملی برخورد میکنیم که جذابیت ضد ارزش از جایگزین بیشتر است یا سختی جایگزین از سختی انجام دادن انحراف بیشتراست در اینجا باید دانست که هر چیزی جذابی در برابر عملی که جذابیت آن کمتر است نباید غالب باشد یا یک ارزش که رعایت آن مشکلتر از راه انحراف آن است نباید مغلوب باشد و به عبارتی در مقابل این جذابیت و سختی باید صبر نمود
تشخیص موقعیت :درشرایط برخوردبایک انحراف باید بررسی شود که این انحراف در پاسخ به کدام نیاز صورت گرفته است و در مرحله بعد تفهیم گردد که برای برآورده کردن این نیاز میتوان از راه صحیح اقدام نمود و تنها درصورتیکه فرد قدرت تشخیص ارزش را نداشته باشد باید بهصورت تلقین غیرمستقیم ،تلقین مستقیم و در مرحله آخر تحمیل نمود که در این مراحل هرچه از تفهیم بهره بیشتری گرفته شود ماندگاری عمل بیشتر و احتمال بازگشت به سابق کمتر خواهد شد ولی در صورت تحمیل بازده بهصورت مقطعی خواهد بود بدینصورت که در موقعیتی که تحت کنترل و نظارت باشد عمل انجام میشود یا ترک میشود ولی بهمحض اینکه نظارت برداشته شود احتمال بازگشت به شرایط گذشته یا بدتر بیشتر خواهد شد درصورتیکه تحمیل صورت گیرد راهی برای عدم بازگشت به نظر میرسد این است که در صورت تحمیل بایدهمزمان با آن و در شرایطی که نظارت کماکان اعمال میگردد تفهیم و ضرورت امر صورت گیرد که این نیز بهنوبهی خود همان تفهیم محسوب میگردد با این تفاوت که فرد در شرایطی که ارزش را بهصورت عملی رعایت مینماید و بهصورت تئوریک نیز آن را اثبات مینماید در شرایطی هم که ارزش و جایگزینی بهصورت غیرمستقیم اعمال گردد نیز مطلوب است بینش ارزش را به درجه درک و فهم برسانیم.
هدایت و تعلیم و تربیت [2](شریعتمداری صفحه ۴۲)کلمه هدایت مفهومی گسترده دارد هدایت با دستور دادن یا امر کردن فرق دارد در امر کردن فرد امر کننده از دیگری میخواهد که کاری را طبق دستور انجام دهد. هدایت با توصیه کردن نیز تفاوت دارد در جریان توصیه فردی که توصیه میکند بدون اینکه فرد دیگر را مجبور سازد از او میخواهد که کاری را طبق توصیه او به معرض اجرا درآورد هدایت با موعظه نیز تفاوت دارد در جریان موعظه نیز انجام کاری معین به فرد گوش زد میشود. مفهوم هدایت با مفهوم تلقین هم تفاوت دارد در جریان تلقین فرد تلقین کننده میخواهد نظر خود را به دیگری تحمیل کند و فرصت تعقل و بررسی را از او سلب میکند.
معمولاً گفته میشود که هدایت کردن یعنی کمک به فرد برای شناختن خود و محیط خویشتن هدایت جریانی است که در آن فرد هدایتکننده میخواهد از طریق بحث و گفتوگو و ارائه راههای مختلف و توجه دادن فرد به امکانات خود به او در حل مسائل و مشکلات کمک نماید
روانشناسان چهار جنبه اساسی برای شخصیت آدمی مطرح میسازند 1)جنبه عقلانی 2)جنبه اجتماعی 3) جنبهی عاطفی 4)جنبهی بدنی
سه وظیفه مراکز آموزشی و تربیتی در برابر میراث فرهنگی: 1) معرفی و انتقال میراث فرهنگی 2)ارزیابی میراث ۳)گسترش میراث
.دکتر علی علاقه بند.1393.جامعه شناسی آموزش و پرورش .تهران. نشر روان1
.علی شریعتمداری. ۱۳۹۳. اصول و فلسفه تعلیم و تربیت .تهران.انتشارات امیرکبیر2
برچسب: تاثیرارایه,جایگزین,ارزشی,ونگرشی,مناسب,جای,رفتارونگرش,نامطلوب,براصلاح,ناهنجاری,
نویسنده: سپیده کاظمیان